تبليغاتX
مسافر
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
شغل شریف
 

کار در صنعت ، کار حقوق بگیری، کار برای یک کارفرما؟
گرچه به اقتضای رشته ام چند سالیست وارد این وادیها شده ام اما در سلسله بحثهای کارشناسی! که در جمع همکاران شرکتمان داشتیم ونیز خودم پیش از این به این نتیجه رسیدم که این نوع کارها در ایران آخر عاقبت ندارد و در چنین کشوری با چنین شرایطی، خیر دنیا و آخرت  در دلالی  و تجارت است وبس !

|+| نوشته شده توسط فرهاد در یکم تیر 1387 ساعت 22:13 | 
انتخاب
 

...انتخاب یک انسان نه تنها معرف حجم وجودی و نوع شخصیت وی و جهت و پایگاه انسانی – اجتماعی وی ، که تعیین کننده و نیز نگاهدارنده تمامی ارزشهایی است که وی بدان وابسته است و بدان عشق میورزد و آنها را می‌پرستد. در این حال انتخاب، عظمت و دامنه یک رسالت  را دارد و خود آگاهی  یک انسان ارزش و کیفیت نبوت را و در نتیجه خواه یا ناخواه فرد، در بودن و زیستن خویش ، یک  اسوه  می شود ، یک شهید  یا  شاهد، موقع و مقام یک  امام  را می‌گیرد و فلسفه وجودیش تعبیری از یک  حجت  است و نقش تاریخی اش در آن لحظه قدر،   نقش یک  قائم  !...*

*علی شریعتی .مجموعه آثار (۱) : با مخاطبان آشنا

|+| نوشته شده توسط فرهاد در بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 22:15 | 
حرص فیلم
 

"تلنگری به تخیل و خلاقیت من چسبیده به قالبی راکد در زندگی دو سال اخیرم"
توجیه مناسبی هست برای خرید بیست – سی فیلم در عرض چند روز؟
چقدر از خودم تعجب کردم! مدتها بود گرفتار چنین حرصی نشده بودم. (اعتراف می‌کنم که خیلی وقتها در خیلی از زمینه‌ها دچار این نوع حرصهای مقطعی می‌شوم و علتش را نمی‌دانم)
فیلم دیدن هرگز برایم اولویت مهمی نبوده و در حالیکه این‌همه کتاب خریده اما نخوانده و پروژه نیمه تمام و افکار ننوشته روی دستم مانده چنین گرایش ناگهانی به عالم فیلم و سینما چه معنی دارد؟ فرار از واقعیت؟
انگار گاهی مغز هم به هواخوری و تعطیلات نیاز دارد. البته اگر هم بخواهیم مغز تعطیل نمیشود! بلکه در مقاطعی باید به انفعالی ترین شکل ممکن فقط دریافت کند تا از خستگی و یکنواختی رها شود. هرچه باشد فیلم دیدن خیلی راحتتر از کتاب خواندن، نوشتن و یاد گرفتن است. کاملا انفعالیست و جان میدهد برای وقتی که جنازه ات از سرکار به خانه میرسد! اصلا در حکم یک لالایی عالیست! وقتی یک فیلم را اینطور چند بار نصفه و نیمه ببینی تا بخوابی، اگر تاثیر خوبی تواند داشت حتما خواهد گذاشت چون هر آنچه هنگام به خواب رفتن دریافت می‌کنیم در عمق ضمیرمان نفوذ میکند.     

|+| نوشته شده توسط فرهاد در بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت 12:41 | 
Confirmation

 

   ?  Delete all details 

مکث، تردید، مرور گذشته، سرانجام بار دیگر با...

Yes   

 

  

|+| نوشته شده توسط فرهاد در پنجم خرداد 1387 ساعت 0:58 | 
میراث بزرگان
 

هولاکویی غول معلومات است؛ کافیست سوالی از او بپرسی تا ساعتها بر اساس آخرین یافته های علم در آن باره برایت حرف بزند؛ اما تا حدودی علم زده به نظر میرسد؛ با وجود اینکه دین را ـ دینی که به تعبیر خودش از علم و عشق پدید آمده باشد ـ می پذیرد و بر اخلاق نیز تکیه دارد در بسیاری مواقع  اگر چیزی در قالب علم قابل اثبات یا طرح نباشد آنرا کنار می‌نهد هرچند به تجربه در آمده  یا در دین آمده باشد؛ در حالیکه علم بشری  هنوز خیلی ناقص است وهنوز خیلی مسایل هست که دین پاسخ بهتری برایشان دارد تا علم. به علاوه خیلی مسایل هست که علم هنوز به آنها نرسیده یا به تدریج به آنها میرسد درحالیکه در دین صراحتا ذکر شده است. علم ممکن است حرفی را امروز نفی کند و فردا تایید، در حالیکه دین هرگز اینگونه نیست. البته هدفم کم اهمیت جلوه دادن علم نیست و نیز منظورم از دین نه خرافات و تحریفاتی که  به نام دین جا زده‌اند؛ میخواهم بگویم:
تکیه مطلق به علم  ما را از بخش مهمی از آنچه میتوانیم بفهمیم محروم میکند.
به هر حال با هر ایرادی هم که بتوان از بزرگان گرفت نمی‌توان ارزشمندی وجودشان را منکر شد. برای بهتر زیستن به میراث بزرگان عصرمان نیازمندیم. آنها در نتیجه سالها تلاش به بخشی از معارف بشری دیدگاههای تازه‌ای افزودند که پاسخگوی  مشکلاتی از زندگی انسان معاصر تواند بود.

 

|+| نوشته شده توسط فرهاد در بیست و ششم اردیبهشت 1387 ساعت 21:29 | 
تراژدی مجازی؟
 

اگر کسی که برای ارتباط با او در نت اهمیت قایلیم به ناگاه دچار "قطع علایم حیات مجازی" شد و یا دیگر جوابمان را نداد، در حالیکه هنوز هیچ آدرس واقعی هم از او نداریم، تکلیف چیست؟
 می‌توان مساله را به دو صورت کلی  بررسی نمود:
1) اگر مدت زیادی مثلا یکسال بگذرد و هیچ علایم حیات مجازی در او پیدا نشود که به احتمال فراوان یا عطای نت را به لقایش بخشیده
  و یا عمرش را داده به ما! (اگر کسانی را در نت بشناسیم که او را بشناسند، می‌توان از آنها خبر گرفت.)  
2) اگر علایم حیات مجازی در او پیدا شود (مانند آپ کردن یا آنلاین شدن)
 ولی به ما جواب ندهد یعنی اینکه دیگر این رابطه برایش مهم نیست و دراینصورت طبق قانون سوم نیوتن ما هم باید فراموشش کنیم! به همین سادگی!

 

 

|+| نوشته شده توسط فرهاد در بیست و چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 20:24 | 
در خدمت و خیانت ژنها
 

روشنفکر بودن یا ابله بودن ربطی به تحصیلات ندارد. بسیارند روشنفکران بیسواد و کم سواد یا ابلهان تحصیلکرده. و یک سوال همیشگی که در باره دیگر خصوصیات آدمها هم برایم تکرار می شود اینکه چند درصد این قضیه ژنتیک است؟ 


 

|+| نوشته شده توسط فرهاد در بیست و دوم اردیبهشت 1387 ساعت 15:1 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar