| صفحه نخست |
|
حرفها و زندگیها
حرفهايي هست كه حتي يكبار گفتنشان هم زياد است و حرفهايي هست كه بايد تا هميشه فريادشان زد. _زندگي براي بعضيها يك شوخي بزرگ است و براي بعضيها يك تراژدي بزرگ
+ سی و یکم شهریور 1386 •
طرح الهی
کدام کار است که آنرا با نهايت ميل و اشتياق انجام ميدهيد ، حين انجامش در آن غرق ميشويد ، از محيط جدا و بي خبر ميشويد، به عاليترين لذتي که تا کنون تجربه کرده ايد ميرسيد ، به بالا ترين سطح تمرکز ميرسيد ، گذشت زمان را حس نميکنيد ، با انجامش خود را موجودي مفيد و با ارزش حس ميکنيد و اشتياقتان به زندگي صد چندان ميشود ، به سادگي وقت و پول خود را صرف آن ميکنيد ، براي انجامش از بسياري کارها و لذتها و برخورداريهاي ديگر صرفنظر ميکنيد ؟ + بیست و چهارم شهریور 1386 •
مبارک شدن
جشنها و عزاداري هايمان حامل چه معنايي هستند؟ چرا بايد به مناسبتهايي شاد شويم و به مناسبتهايي اندوهگين ؟ ملاک مبارک بودن و مصيبت بودن چيست؟
+ بیست و سوم شهریور 1386 •
عالم دل
دل عالمي ديگر است
+ بیست و دوم شهریور 1386 •
زیبا زیستن
از نظر چگونه برگزار کردن زندگي آدمها کم و بيش به دو دسته خوشايند و ناخوشايند تقسيم ميشوند آدم ناخوشايند : آدم ناراحتي است و ناراحتي اش را هميشه به اطرافياني که تاثير پذير باشند تزريق مي کند . محشور بودن با چنين آدمي به واقع عذابي اليم است و دوري از او موهبتي عظيم ! حتي اگر همه چيز برايش ايده ال شود باز هم علتي براي ناراحت بودن پيدا مي کند . وجه غالب شخصيت او ناراحتي است در اشکال مختلف : اضطراب ، هول ،دستپاچگي ، وسواس ، عصبيت ، بهانه جويي ، ترس و انواع رذايل اخلاقي
+ بیست و یکم شهریور 1386 •
نیایش_1
خدايا اگر به تو مومن نمانم و فراموشت کنم اگر از تو هدايت و ياري نجويم اگر الطاف هميشگي ات را از من دريغ کني و مرا به حال خود واگذاري زير آوار هولناک ندانستن ها نتوانستن ها و ضعفها از من چه ميماند؟ در هجوم پليديها چگونه از خويش دفاع کنم؟
+ بیستم شهریور 1386 •
صعود
در مسير نامحدود تکامل هميشه و در هر کاري ميتوان راههاي بهتري يافت.با اين نگرش به زندگي است که زيبايي شکوه و عظمت وجود در تحول نو شدن و پيشرفت مداوم روحي و فکري و شکل زيستن نمايان مي شود.با عمل به چنين شناختي است که اين طرح به خويش وانهاده خواهد توانست خود را به سر انجام برساند و از دام قالبهاي پوساننده روز مرگي بگريزد.چنان روح پويايي است که هرگز در تکرار زندگي تمام نميشود و هميشه خواهد توانست افقهاي تازه اي را در انديشه و احساس خود کشف کندوآنها را در شکل زيستنش تجلي بخشد و تنها چنين روح هايي هستند که ميتوانند چون دو چشمه پايان ناپذير هميشه يکديگر را با شيوه هاي متعاليتر زيستن آشنا و سيراب کنندو چنين موانستي است که ميتوان عشق ناميدش و چنين عشقي که آفريده دستان تواناي دو روح متعاليست زمينه ساز تعاليشان در راه آن عشق ماورايي به روح وصف ناپذیری که متعلق به آنند خواهد بود
+ هجدهم شهریور 1386 •
نقاب مجازی
امكان مخفي ماندن به عنوان يكي از مهمترين خصوصيات اينترنت به آدمها اجازه ميدهد كه بتوانند با جسارت بيشتري خودشان و ماهيت حقيقي شان را بروز دهند . نسبت به دنياي واقعي هم انواع خاصي از رذايل فرصت بيشتري براي بروز ميابند و هم گونه هايي از فضايل . اين نقاب مجازي همانقدر كه ميتواند وسيله جولان بديها شود ، به همان اندازه نيز ميتواند امكان بروز نيكيها را فراهم آورد . اما در اينجا نيز مثل دنياي واقعي هميشه اكثريت با بيهودگيها وكژيهاست تا راستيها + هفدهم شهریور 1386 •
نامها و یادها
در مقابل ميليونها نام بي يادي که رفته اند و خواهند رفت بدون اينکه هيچ اثر و خاطره اي از آنها در يادها بماند نامهاي معدودي هستند که هر يک مترادف دنيايي شکوهمند از معنايند . نامهايي که هر يک با خلق آثاري شگفت به نوعي حقيقت وجود را برايمان باز گو مي کنند . نامهايي که رسالت بودن خويش را به زيبا ترين شکل انجام دادند و اکنون يادشان ميهمان قلب ميليونها انسان است. آنها آفريدند تا جاودانه شوند. چه عزيز و عظيم است آفريننده بودن ! آفرينندگي راه جاودانگيست. يادهاي عزيزي که در دلمان زنده اند هريک گونه اي از زيبايي بي نهايت هستي را برايمان باز آفريني و باز گويي مي کنند تا بدانيم که بايد رهسپار کدامين منزل شويم و چگونه + هفدهم شهریور 1386 •
حرف دل
حرف عقل را ميتوان با عنواني يادداشت نمود و هر زماني به آن پرداخت .براي نوشتن حرف عقل علم به موضوع و انديشيدن کافيست
+ شانزدهم شهریور 1386 •
کجا بهتره ؟
نتیجه اون سفرهای مارکوپولویی دنبال کار این شد که بیام اینجا : یه شهر کوچولو که اگه امکانات شهرهای بزرگ رو نداره ، از مشکلات اونجا هم درش اثری نیس. طبیعت زیبا ، هوای پاک ، بدون ترافیک ، بدون ازدحام ، با امنیت و آسایش بسیار بیشتر و به طور کلی استانداردهای زندگی بالاتر . برخلاف خیلی از ساکنان شهر های بزرگ که زیر فشار های چند جانبه تا سطح "فقط زنده بودن" تنزل کردن ، اینجایی ها دارن زندگی میکنن و میتونن از زندگیشون لذت ببرن . + پانزدهم شهریور 1386 •
سفر
زیستن برای ماندن کار حیوان است و کار انسان ، زیستن برای رفتن ، برای یک سفر .
+ چهاردهم شهریور 1386 •
برگهای نافرجام
نوشتن براي نويسندگان اصيل نوعي زايش است. + سیزدهم شهریور 1386 •
گریزگاه
وبلاگ براي ما حکم يک گريز گاه را يافته است :
گريز گاهي براي فرار از سختيهاي روز مرگي براي فرار از رنجهاي زندگي در سايه بايدها و نبايدهاي حضرات رئيس براي فرار از جو خشک ورسمي و متظاهرانه محيط و رسانه ها براي فرار از شعارها و حرفهاي کليشه اي و تکراري و همه بيفايده واعظان ريا کار براي فرار از هر آنچه ارباب قدرت و ثروت مي خواهند به زور در مغزمان فرو کنند تا کاملا شير فهم شويم که دنيا دست کيست و تکليفمان براي تبديل شدن به يک بنده آرام و رام و تسليم و آماده دوشيده شدن و سواري دادن چيست ما براي گفتن و خواندن حرفهايي که از منبر ها و تريبونها و شبکه هاي تلويزيوني و ماهواره اي و روزنامه ها و کتابها مي توان شنيد و خواند به اينجا نيامده ايم. بايد بدانيم ويژگيهاي منحصر بفرد اين محيط چيست و اين ويژگيها چه نوع نوشتني را طلب مي کند ؟ اين يادداشت را اول از همه به عنوان تذکري به خودم نوشتم و بعد براي همه آنها که نمي خواهند براي هميشه يک وبلاگ نويس بي خاصيت و تفنني بمانند + سیزدهم شهریور 1386 •
طرح به خویش وانهاده
حکایت ما تبعیدیان زمین مثل اینست که مجبور باشیم امتحان انشا بدهیم با موضوع آزاد و وقت نامعلوم ؛ و امتحان گیرنده بگوید هر وقت دلم خواست برگه را از دستتان میگیرم و خودم میدانم بر اساس وقتی که به هر کدامتان دادم و شرایطی که دارید برگه تان را چطور تصحیح کنم . مطمئن باشید حقتان را خواهید گرفت ! و ما برگه در دست نمیدانیم 50 سال دیگر برگه را از دستمان میکشد یا 50 ثانیه دیگر ؟ چه باید کرد ؟ + دوازدهم شهریور 1386 •
می نویسیم
مي نويسيم هرچند بي تحقيق و تخصص که حقيقت را تنها در نوشته هاي متخصصان و محققان نبايد جست مي نويسيم شايد که در نوشته هايمان حقيقتي ناگفته باشد و ناصواب بودن حکم آنها را که دور فهميدن و بيان کردن هم حصار صلاحيت مي کشند عيان کند مي نويسيم اما از نوشتن نان نمي خوريم و حرفمان حرف خودمان است مي نويسيم... + دوازدهم شهریور 1386 •
اندر حقیقت افاضات ما
آدمهای درست و حسابی و رسمی هستند که نوشته های درست و حسابی و رسمی دارند و ما (من) هیچ چیزمان شبیه ایشان نیست . اصلا ما مال این حرفها نیستیم . پس تقریراتمان نیز چنان نیستند و نخواهند بود . حال اگر کسی بعضی یادداشتهای ارتکابیمان را چنان بپندارد یقین بداند که امر بر او مشتبه شده ...
+ هفتم شهریور 1386 •
تغییر ذائقه
در کنار یادداشتهای روز ، بعضی از یادداشتهای وبلاگ قبلی ام را نیز وارد میکنم . حالا می بینم بعضی از آن حرفها دیگر اهمیت سابق را برایم ندارند . وسبک بیان بعضی شان فقط برای مخاطبان خاصی مناسب است . چقدر ذائقه فکری ادم با گذشت زمان تغییر میکند ! اما مطمئنا هر حرفی باید تا حد امکان برای طیف گسترده تری از مخاطبان قابل طرح باشد و این هنر گوینده است که بتواند محتوای ارزشمند و تاثیر گذاری گسترده را در کنار هم پدید آورد . البته از این قضیه باید حرفهایی را که آدم فقط برای دل خودش می نویسد جدا کرد . به هر حال این نوشته ها حکم فرزندان معنویم را دارند .بچه آدم بسیار بعید است که دقیقا همانطوری بشود که آدم دلش میخواهد اما این فرزندان دقیقا همانی هستند که میخواهم .
+ ششم شهریور 1386 •
و اینک بلاگفا
کلی با بلاگ اسپات و ورد پرس ور رفتم اما در مجموع و با شرایط خودم که بیشتر اهل درگیریهای فکری هستم تا فنی ، رای به بلاگفا دادم . هرچند الحق و الانصاف بلاگ اسپات کاملا حرفه ای طراحی شده و همه جور امکاناتی در اون هست اما سرعت باز شدنش قابل مقایسه با بلاگفا نیس و کمی پشتیبانی زبان فارسی در اون ضعیفه . و هرچند این بلاگفا هم در همین شروع کار صفحه تنظیماتش همه جور مشکلی داره : از فعال نبودن دکمه ثبت تغییرات تا اعمال نشدن بعضی تغییرات ، ... با همه اینا فرض میکنم به زودی همه چیز درست میشه...
+ ششم شهریور 1386 •
یکی بود یکی نبود
برخوردی در یک لحظه برای اولین و آخرین بار و احساسی در نهایت حیرت : گویی آشنای همیشگیم بود... همیشه باید مترصد کشف خویشاوندان معنویمان باشیم؛ آنها عزیز ترین کسانمان در این دنیایند.
+ دوم شهریور 1386 •
سلام
به این نتیجه رسیدم که باید از پارسی بلاگ کوچ کشی کنم به اینجا و شاید بعدا از اینجا هم رفتم به بلاگر گوگل ! فعلا تا مدتی گرفتار اسباب کشی (انتقال آرشیو) و سرو سامان دادن به اینجا هستم. + یکم شهریور 1386 •
|
درباره وبلاگ
![]() حرفهایی همیشه ارزشمند میمانند. حرفهایی هم فقط در لحظه خطورشان به ذهن و نوشتن درست و مهم پنداشته میشوند و بعدها که با نگاهی دیگر و در شرایطی متفاوت به آنها فکر میکنیم با آنها توافقی نمی یابیم، نیازمند اصلاحشان میبینیم یا بیارزش برای گفتن... چرا که تفنن ، اشتباه، تعارض و تغییر شرایط ، کمابیش بخشهای جدایی ناپذیر زندگیمان هستند و این اقتضای آدمیزاد بودن است : موجودی که خلق شده تا با اصلاح تدریجی حرکتش ماهیت خود را بسازد.
واژه "تسلیتهای تبعید" اشاره به هر آن چیزیست که رنج زیستن در تبعید را قابل تحمل میکند. -------------------------------------- مطالب نقل شده با ذکر منبع یا پیوند به آن مشخص میشوند. نقل مطالب این وبلاگ در وب با درج پیوند مربوط یا ذکر آدرس و خارج از آن با کسب اجازه از نویسنده مجاز است. نظرات نامرتبط با موضوع منتشر نخواهد شد. -------------------------------------- نویسنده: فرهاد alosttruth@gmail.com درباره من
اشارات
عکسها نوشته های پیشین
آبان 1388مهر 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 دیدگاه
تیپهای شخصیتکشف راز بد حجابی درد جاودانگی اسمال تیغ زن، آزادیت مبارک تله های وبلاگنویسی در باب نویسندگی آمار دروغ دولت استثنایی عدالت، برنامه عملیاتی پاسخگو کردن قدرت آرشيو پیوندها پيوندها
امروزپارسیک هفتان بانک اطلاعات مشکلات اجتماعی انجمن پژوهشگران ایران علی شریعتی مصطفی ملکیان محسن کدیور احسان شریعتی دو در دو لیست وبلاگهای به روز شده ملکوت فروغ کافه ناصری زاویه دید ذوزنقه کاکوتی سعید حنایی خواب زمستانی اردوان نوشت معنویت-عقلانیت اندیشه کن کبوتر قاصد بامدادی از زندگی توکای مقدس ورطه کمانگیر آی طنز بالاترین تجربه بودن جذبه کانون آرمان شریعتی بلاگنوشت چپ کوک ابن محمود به این ترتیب شماها ایدههای کوچک آرش نراقی عبدالعلی بازرگان هبوط در کویر خبرنامه
امکانات
|
| Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar - Editing by Farhad |